تاریخ انتشار :پنجشنبه ۲۶ بهمن ۹۶.::. ساعت : ۶:۳۸ ق٫ظ
فاقددیدگاه

وصیتی که دو روز قبل از شهادت نوشته شد/ مناجاتی که پذیرفته شد

۱۹۸۷۳۸_۲۲۸

دیارشاهد: شهید سیدعلی موسوی در ۹ تیر ماه سال ۱۳۴۹ متولد و در ۲۱ بهمن ماه سال ۱۳۶۴ به شهادت رسید.

وصیت‌نامه سیدعلی موسوی

(بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان((

))خداوند از مومنان جانها و اموالشان را خریدارى مى کند که در برابرش بهشت براى آنان باشد آنها در راه خدا پیکار مى کنند کشته مى شوند. این وعده حقى است که بر او در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده و چه کسى از خدا به عهد خود وفادارتر است.)) (سوره توبه(

((باید متجاوز را به پاى میز محاکمه کشید تا ادب شود)) (امام خمینى)ره)

بارالها! من ضعیف و ناتوانم. دوست دارم چشمها و تمام اعضاى بدنم را ولیکن گر سخن از توى معشوق است، جان را چه کنم؟ اعضاى بدن را چه کنم؟ و نیز چشمهایم را چه کنم؟ خدایا! مى دانى که چه مى کشم.

پندارى که چون شمع ذوب مى شوم. بارالها! ما را از مردن هراسى نیست ولیکن با این همه گناه آیا تو باغبان، من خار را هم خواهی چید.

معبودا! منى که تحمل از دست دادن عضوى را ندارم، چگونه تحمل عذاب تو را دارم. معشوقا! من از پیشگاهت خواهشى دارم که لذت شهادت را بر مذاقم بچشانى. مولایم! هاى و هوى بهشت را مى بینم چه غوغایى، حسین به پیشواز یارانش آمده. چه صحنه اى فرشتگان ندا مى دهند که همرزمان ابراهیم، همراهان موسى، همدستان عیسى، هم کیشان محمد، همسنگران على، همفکران حسین و همگامان خمینى از سنگر کربلا آمده اند. چه شکوهى.

خدایا! بگذار من هم به خیل یاران که رفته اند، بپیوندم. پروردگارا! معبودا! معشوقا! چگونه بگویم. با چه زبانى مرگ در راهت را بخواهم. بارالها! گویا شهادت از براى من کم سن و سال نیست. اى مهربانترین مهربانان! آمدم با صد ناله و فریاد.

آمدم با دل شکسته. آمدم روسیاهم مکن. اى معشوق! عاشق را ناامید از در خانه ات بر مگردان. خدایا! جندالله را سوگند به ثارالله در لشگر روح الله براى شکست عدوالله و استقرار حزب الله زمینه ساز حکومت جهانى بقیه‌الله است، حمایت کن.

آنکه او را طلب شد مى یابدش آنکه او را یافت مى شناسدش آنکه او را شناخت دوستش مى داردآ نکه او را دوست داشت عاشقش مى شود، آنکه عاشق شد معشوقش نیز عاشقش مى شودآنکه عاشق معشوقش شد او را مى کشند. آنکه در راه خدا کشته شد خونبهاى او بر خداست آنکه خونبهاى او بر خداست خود خدا خونبهاى اوست.

با سلام به حضور مادر عزیز و گرامیم، امیدوارم که بتوانید روز به روز در راه پیشبرد اهدافتان باشید.

مادرجان! در صورتى که من به درجه رفیع شهادت نائل شدم و اگر خداوند نیز مرا به مهمانى خویش دعوت کند، مى خواهم آنچنان استقامتى از خودتان نشان دهید که با مرگ من حقیر کمر دشمنان خم شود. مى خواهم آنچنان که دورى رسول را پذیرفتید، جدایى فرزند کوچکتان را هم قبول کنید. مادرجان! از شما عاجزانه تقاضا دارم که مرا حلال کنید و برایم از تمام دوستان و آشنایان حلالیت بطلبید.

در پایان طول عمر امام آرزوى همه ماست براى سلامتى آن مرجع بزرگوار همواره دعا بر لبانتان باشد.

دعا به

جان امام یادتان نرود.

فرزند حقیرتان سید على موسوى

۱۹/۱۱/۱۳۶۴

منبعاسناد و مدارک بنیاد استان زنجان

دیدگاه خود را به ما بگویید.